مذهبی

راز طول عمر علما

شاید برای شما هم سؤال پیش آمده باشد که چرا میانگین عمر علما و اندیشمندان دینی بالاتر از متوسط عمر سایر افراد جامعه است…

چه رازی در عمر طولانی علما نهفته است ؟؟

شاید برای شما هم سؤال پیش آمده باشد که چرا میانگین عمر علما و اندیشمندان دینی بالاتر از متوسط عمر سایر افراد جامعه است. به طور مثال متوسط عمر ایرانیان ۷۰ سال اعلام شده است که معمولا اگر مانعی مثل بیماری برای علما به وجود نیاید، بیش از این میانگین عمر می‌کنند. باید دانست چه فاکتور‌هایی در افزایش عمر علما مؤثر است؟ آیا آن‌ها اکسیر خاصی را در اختیار دارند؟

 

با توجه به اینکه همه انسان‌ها به عمر طولانی علاقه‌مندند و دانشمندان به جهت پاسخ به همین کشش ذاتی بشر، سالیان سال درباره فاکتور‌های افزایش عمر به تحقیق و پژوهش پرداخته‌اند، بررسی علل و اسباب طولانی شدن عمر اهمیت پیدا می‌کند.

امروزه پژوهش‌های علمی زیادی درباره فاکتور‌های مؤثر در افزایش طول عمر انجام شده است. معمولاً فاکتور‌ها در ارتباط با دو جنبه جسمانی و روانی انسان و به‌صورت سلبی و ایجابی مطرح می‌شوند که البته عوامل افزایش سلامت جسم در این تحقیقات بیشتر به چشم می‌خورد. مثلاً گفته می‌شود اغذیه مقوی، ورزش، خواب به‌موقع و یا پرخوری نکردن، ترک سیگار و الکل در افزایش طول عمر مؤثر است.

 

اما فقط سلامت جسم در افزایش عمر کافی نیست و باید روان انسان نیز در آرامش و سلامتی باشد. در این رابطه عواملی ازجمله شاد بودن، ارتباط اجتماعی مناسب، مطالعه و امید به زندگی مطرح شده است.

 

مثلاً “شیجاکی هینوهارا” پزشک ژاپنی که در سال ۱۹۱۱ متولد شد و تا امروز حدود ۱۰۵ سال عمر کرده است، مؤلفه‌هایی برای طولانی شدن عمر خودش ذکر می‌کند. او دراین‌باره می‌گوید: “درد و رنج و نگرانی را از یاد ببرید؛ تنها راه فراموشی درد و رنج، در “خوشبختی” نهفته است، باید عمیقاً به این مسئله اندیشید. به مسائل مادی زیاد فکر نکنید، فراموش نکنید که شما در هنگام مرگ چیزی با خود نمی‌برید. ”

 

و یا “تحقیقات دانشگاه ییل از یک جامعه آماری متشکل از سه هزار و ۶۳۵ نفر که همگی بالای ۵۰ سال سن داشتند نشان می‌دهد که کتاب خوان‌ها نسبت به کسانی که کتاب نمی‌خوانند تقریباً دو سال بیشتر عمر کرده‌اند. ”

اگر سبک زندگی علما را بررسی کنیم، خواهیم دید پرهیز غذایی مناسب، مطالعه زیاد، دل نبستن به دنیا و… بسیار رعایت می‌شود، ولی این فاکتور‌ها تنها عوامل مؤثر در افزایش عمر آن‌ها نیست.

 

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، علاوه بر مسائل جسمی و روانی، عاملی قوی‌تر و مهم‌تر در افزایش طول عمر به چشم می‌خورد. دین بعد روحانی انسان را محور حیات او قرار داده و بنابراین از نگاه دین هرچه بعد روحانی بشر قوی‌تر شود، عمر او افزایش پیدا خواهد کرد.

 

حجت‌الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف رئیس مؤسسه علمی – فرهنگی بهداشت معنوی، درباره تأثیر پایبندی به سبک زندگی دینی در افزایش طول عمر در مصاحبه با تبیان می‌گوید: “برای انسان باید سه لایه جسمی، روانی و روحی در نظر گرفت. جسم که تکلیفش مشخص است، روان، شامل احساسات، افکار و ذهنیات ما می‌شود و روح نیز بعد معنوی وجود ما بوده و هسته اصلی حیات بشر از همین جنبه روحی و معنوی تشکیل‌شده است. یعنی جسم ما تا زمانی زنده است که روح ما باقی باشد و جسم را همراهی کرده و آن را تدبیر کند. دستورات دینی برای هر سه سطح وجودی انسان سازنده است. برای بعد جسمانی، دین پرهیزکاری‌هایی در مسائل خوردوخوراک، خواب‌وبیداری یا حتی سحر و بین الطلوعین بیدار بودن مطرح ساخته که البته این‌ها از نظر علم پزشکی هم خواصش ثابت شده است.

بنابراین گرچه برخی از فاکتور‌های دینی در نظر ما کوچک باشند و یا معتقد باشیم عبادات دینی صرفاً به درد آخرت ما می‌خورد، اما واقعیت این است که دین برای هر سه ساحت وجودی انسان برنامه دارد که یکی از نتایج عمل به این برنامه‌ها افزایش طول عمر است.

 

البته برخی از دستورالعمل‌های طول عمر شاید در چارچوب دستاورد‌های علمی حال حاضر قابل ارزیابی نباشد، به طور مثال در کتب دینی، “شادکردن دل پدر و مادر” و یا “صله رحم” از عوامل افزایش طول عمر ذکر شده است، اما بدون شک علما و چهره‌های دینی توجه خاصی به این دستورات داشتند و به آن پایبند بودند؛ بنابراین طولانی بودن عمر اندیشمندان دینی، برخاسته از اکسیری خاص یا دستورالعمل پیچیده‌ای نیست، بلکه پایبندی علما به دستورالعمل‌های عقلی و دینی و سبک زندگی سالم چه ازلحاظ جسمی و چه روحی آن‌ها را متمایز از دیگران کرده است. این نوع سبک زندگی ساده و عاری از تعلقات مادی، آرامش را در روح و روان انسان نهادینه می‌کند و آرامش ضامن افزایش طول عمر است.

چرا باید در نماز حتما سوره حمد خوانده شود ؟؟

 

سوره حمد تنها سوره ای است که از زبان بندگان بیان شده و آیات این سوره شامل موضوعات گوناگونی می باشد.

امام رضا علیه السلام در این باره فرموده اند:«( علت این که در نماز سوره حمد خوانده می شود این است که: ) هیچ سوره‌ اى از

 

سوره ‌هاى قرآن مثل سوره حمد مشتمل بر جوامع خیر و حکمت نیست و شرح آن چنین است:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ» با این عبارت بنده آنچه حق تعالى بر او واجب کرده یعنى شکر توفیق یافتنش براى اعمال خیر را اداء مى ‌کند.

 

«رَبِّ الْعالَمِینَ» این عبارت تمجید حق تعالى و تحمید او بوده و نیز با آن بنده اقرار مى‌ کند که او فقط خالق و مالک است نه دیگرى.

 

«الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» با این عبارت بنده عطوفت خالق را نسبت به خود طلب کرده‌ و هم چنین پروردگار و نعمت‌ هایش بر جمیع مخلوقات را متذکّر مى ‌شود.

 

«مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» اقرار به بعث و زنده شدن مردگان و حساب و مجازات بندگان بوده و نیز با این کلام بنده ملک آخرت را براى حق تعالى اثبات نموده همان طورى که ملک دنیا را برایش ایجاب مى ‌نماید.

 

«إِیَّاکَ نَعْبُدُ» با این عبارت بنده رغبت و تقرّب خود به خدا را بیان کرده و نیز خبر مى‌ دهد از اخلاص عمل فقط براى خالق نه دیگرى.

 

«إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» بنده با این عبارت از خدا تقاضا مى ‌کند که توفیق و عبادتش را زیاد کرده و نعمت‌ ها و نصرتش را خالق نسبت به او ادامه دهد.

 

«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» بنده با این جمله از خدا تقاضاى ارشاد کرده و نیز بدین وسیله به ریسمان هدایتش چنگ زده و هم چنین از خدا مى‌ خواهد که معرفتش را به او و به عظمت و کبریاییش زیاد نماید.

 

«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» این جمله تأکید بنده نسبت به هدایت و رغبتش در ارشاد شدن را رسانده و نیز با این عبارت بنده متذکّر نعمت‌ هاى حق تعالى بر اولیائش شده و هم چنین رغبت و میلش به مثل چنین نعمت‌ هایى را مى ‌رساند.

 

«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» بنده با اداء این عبارت پناه به خدا برده و استعاذه مى‌ جوید از این که در زمره معاندین و کافرین و کسانى باشد که پروردگار و امر و نهى او را خفیف و کوچک مى ‌شمرند.

 

«وَ لَا الضَّالِّینَ» با این کلمه بنده از خدا تقاضا مى‌ کند او را معصوم و محفوظ بدارد از این که در گروه آنان که از طریق مستقیم حق تعالى گمراه بوده و بدون عرفان چنین مى‌ پندارند که اعمال پسندیده و شایسته به جا مى‌ آورند باشد.

و بدین ترتیب در این سوره جوامع خیر و حکمت نسبت به امر آخرت و دنیا جمع بوده به طورى که با هیچ چیز دیگری برابری نکرده و قابل قیاس نیست.»[1]

و بدین ترتیب در این سوره جوامع خیر و حکمت نسبت به امر آخرت و دنیا جمع بوده به طوری که با هیچ چیز دیگری برابری نکرده و قابل قیاس نیست.[2]به دلیل همین ویژگی است که نماز بدون سوره حمد ناقص است.

از امام باقر(علیه السلام) درباره حکم کسى که در نمازش«فاتحة الکتاب» قرائت نکرده بود، سؤال شد؛ حضرت فرمود:« َ لَا صَلَاةَ لَهُ إِلَّا أَنْ یَقْرَأَ بِهَا»؛« نمازش، نماز شمرده نمى شود، مگر این که در آن«فاتحة الکتاب» را قرائت کند.»

در روایت دیگر مى فرمایند:« کُلُّ صَلَاةٍ لَا یُقْرَأُ فِیهَا بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ فَهِیَ خِدَاج»؛« هر نمازى که در آن«فاتحة الکتاب» خوانده نشود، ناقص است.»[3]

روایات متعددی در خصوص آثار و فوائد این سوره بیان گردیده که در این جا تنها به دو مورد آن اشاره می نماییم:

پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به جابربن عبدالله انصارى فرمود:« اى جابر! آیا برترین سوره اى که خدا در کتابش نازل فرموده به تو بیاموزم؟ جابر عرض کرد: آرى، پدر و مادرم فداى تو باد! اى رسول خدا! آن را به من بیاموز. پس رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) سوره«حمد» (ام الکتاب) را به او تعلیم داد و فرمود: اى جابر! آیا آگاهت سازم از این سوره؟ عرض کرد: چرا، پدر و مادرم فداى تو باد! یا رسول الله! از آن مرا با خبر ساز. فرمود: آن شفاى هر دردى است جز مرگ.»[4]

امام صادق – علیه السلام – فرمودند:« اسْمُ اللَّهِ الْأَعْظَمُ مُقَطَّعٌ فِی أُمِّ الْکِتَاب»[5]؛« اسم اعظم خداوند، در فاتحة الکتاب مندرج است.»

با توجه به دلایل گفته شده معلوم می شود سوره حمد، به سبب ویژگی هاى منحصر به فردى که دارد، بر دیگر سوره ها مقدم است و بر آن ها برترى دارد. از این رو در نماز، سوره حمد را مى خوانیم.

نظرات خود را با مارکت سوم درمیان بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *